موريتس دو كوتز بوئه ( مترجم : محمود هدايت )

111

مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى )

كه براى صاحبمنصبان ارشد غليان‌چاق كنند چه نه تنها اين عمل براى حيات و سرمايهء اشخاص مضر است بلكه اغلب بواسطهء آتش دائمى كه بايد حاضر داشته باشند موجب حريق اردو مىشود . « 1 » عباس ميرزا بيان خود را قطع نكرده گفت استعمال دخانيات كار بدى نيست ولى در ممالك ما بقدرى در آن افراط ميكنند كه اغلب امور مهمه را از اشتغال بدان فراموش مينمايند . در اين خصوص هم خود را سرمشق قرار داده استعمال دخانيات را ترك كرده‌ام و اين ترك عادت به علت كار زيادى بوده كه داشته‌ام ولى ايرانيان بيكار ممكن نيست بتوانند از آن صرف‌نظر كنند و حتم دارم در اين خصوص تقليد مرا نخواهند كرد . شاهزاده‌اى كه فكر و عملش اينسان توأم است نه تنها بايد ملت بميل او رفتار كند بلكه بايد او را بپرستد . عجب آنست كه شاهزادهء عباس ميرزا غير از ميرزا بزرگ قائم‌مقام مربىاى نداشته ، هنوز هم اين مرد بامر پادشاه در خدمت اوست كه در امور مهمه او را كمك فكرى دهد . اين وزير ظاهرا پير بداخمى بيش نيست . عباس ميرزا تحصيلات ديگرى نيز كرده بدين معنى كه تاريخ و آداب و اخلاق اروپا را به خوبى ميداند و از علوم نظام و رياضيات و زبان انگليسى نيز بىبهره نيست . پس از آنكه بيش از يكساعت به طرز دلخواهى در خدمت ولايتعهد عظمى بسر برديم همه از باغ خارج شده از جلوى مسجد قديمى قشنگى گذشتيم . بناى آن را زلزله منهدم ساخته و خزابهء آن فعلا منزل درويشى است كه لباس عجيبى دارد و پيوسته فرياد مىكند على ! على ! شاهزادهء عباس ميرزا جلو قصر خود از ما جدا شد ما نيز به منزل خويش معاودت نموديم . فردا شب آن روز ما را به آتش بازى دعوت كردند . اين مجلس را عباس ميرزا بافتخار سفير ترتيب داده بود . بدوا وارد حياط وسيعى شديم كه لوازم كار از هرجهة مهيا بود ، در وسط بالنى بود كه به نظر مىرسيد در شرف صعود است ولى چون نتوانستند

--> ( 1 ) هرايرانى حتى از اشخاص متوسط نوكر جوانى دارد كه دائم منقلى از ذغال گداخته و تنباكوى نم‌كرده حاضر دارد كه هرلحظه بتواند غليانى براى آقاى خود چاق كند .